خرید بک لینک

قصّه شنیدم که بوالعلی همه عمر

لحم نخورد و دوات لحم نیازرد

در مرض مرگ با اشاره و دستور

خواجه وی جوجه برای وی آورد

خواجه چو آن طیر کشته دید برابر

اشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد

گفت که ای از چه شیر شرزه نگشتی

تا نتوانند تو را کشند و تو را خورد

مرگ برای ضعیف امر طبیعی است

هر قوی اوّل ضعیف گشت و سپس مرد

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 4:34

صفحه بندی