
قصّه شنیدم که بوالعلی همه عمرلحم نخورد و دوات لحم نیازرددر مرض مرگ با اشاره و دستورخواجه وی جوجه برای وی آوردخواجه چو آن طیر کشته دید برابراشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشردگفت که ای از چه شیر شرزه نگشتیتا...
ادامه مطلب
روز شمار تا نشوى از خجالت آب بر روز خويش در شب تارى ببار اشك +نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت22:13 توسطفائق(زهراحق بین) | ...
ادامه مطلب