خرید بک لینک

چارق و پاتا به لايق مر تو را است

آفتابى را چنين ها كى روا است

دوستى بيخرد خود دشمنى است

حق 1 از چنين خدمت غنى است

با كه مى گويى تو اين با عم و خال

جسم و حاجت در صفات ذوالجلال

شير او نوشد كه در نشو و نماست

چارق او پوشد كه او محتاج پاست

گر تو مردى را بخوانى فاطمه

گر چه يك جنسند مرد و زن همه

قصد خون تو كند تا ممكن است

گر چه خوش خوى و حليم و ساكن است

فاطمه مدح است در حق زنان

مرد را گويى بود زخم سنان

دست و پا در حق ما استايش است

در حق پاكى حق آلايش است

لم يلد لم يولد او را لايق است

والد و مولود را او خالق است

هر چه جسم آمد ولادت وصف اوست

هر چه مولود است او زين سوى جو است

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 19:53

صفحه بندی