خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 14:41

چشمۀ خور در فلک چارمینسوخت ز داغ دل ام البنینآه دل پرده نشین حیابرده دل از عیسی گردون نشیندامنش از لخت جگر لاله زارخون دل و دیده روان ز آستینمرغ دلش زار چه مرغ هزارداده ز کف چار جوان گزیناربعه مثل نسور الربیسدره نشین از غمشان آتشینکعبۀ توحید از آن چار تنیافت زهر ناحیه رکنی رکینقائمۀ عرش از ایشان بپایقاعدۀ عدل از آنها متیننغمۀ داودی بانوی دهرکرده بسی آب دل آهنینزهره ز ساز غم او نوحه گرمویه کنان موی کنان حور عینیاد ابوالفضل که سر حلقه بودبود در آن حلقۀ ماتم نگیناشکفشان سوخته جان همچو شمعبا غم آن شاهد زیبا قرینناله و فریاد جهان سوز اولرزه در افکنده بعرش برینکای قد و بالای دلآرای تودر چمن ناز بسی نازنینغرۀ غرای تو الله نورنقش نخستین کتاب مبینطرۀ زیبای تو سرو قدمغیب مصون در خم او چین چینهمت والای تو بیرون ز وهمخلوت ادنای تو در صدر زینرفتی و از گلشن یاسین برفتنوگلی از شاخ گل یاسمینرفتی و رفت از افق معدلتیکفلکی مبر رخ و مه جبینکعبه فرو ریخت چه آسیب دیدرکن یمانی ز شمال و یمینریخت چه بال و پر آن شاهبازسوخت ز غم شهپر روح الامینآه از آن سینۀ سینا مثالداد ز بیدادی پیکان کینطور تجلای الهی شکافتسر انا الله بخون شد دفینتیر کمانخانۀ بیداد زددیدۀ حق بین ترا از کمینعقل رزین تاب تحمل نداشتآنچه تو دیدی ز عمود و زینعاقبت از مشرق زین شد نگونمهر جهانتاب بروی زمینخرمن عمرم همه بر باد شدمیوۀ دل طعمۀ هر خوشه چینصبح من و شام غریبان سیاهروز من امروز چه روز پسینچار جوان بود مرا دلفروزو الیوم أصبحت و لا من بنینلا خیر فی الحیاه من بعدهمفکلهم أمسی صریعاً طعینخون بشو ایدل که جگرگوشگانقد واصلو الموت بقطع الوتیننام جوان مادر گیتی مبرتذکرینی بلیوث العرینچونکه دگر نیست جوانی مرالا تدعونی ویک ام البنینمفتقر از ناادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: پنجشنبه 21 تير 1403 ساعت: 22:20

(وَلِكُلِّ أُمَّة أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ).

«براى عمر هر امتى پايانى است. هرگاه پايان عمرشان برسد لحظه اى نه تأخير مى كنند و نه زودتر فانى مى شوند».

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 13:09

دلا تا چند پی پرورانده ای نفس بی پروایکی بر به از این پستی بسوی عالم بالادر این جا چون توانی بود با دیوان آدم وشکه بود است در ازل اصل و نژاد و حضرتت آنجاتو خود را سینه بخت را علم حقایق کنترا بر گوچه سوق داده است علم بوعلی سینااز اینجا و آنجا تو یزدان را همی جوییتو کوری ورنه او با توست در هر وقت در هر جاپرور نفس خود را و نه خواهد کشتنکه نفس برگشت طفل است واویلا و وانفسا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: جمعه 1 تير 1403 ساعت: 18:52

چو من کسی که ره مستقیم میداندصفای صوفی و قدر حکیم میداندطریق اهل جدل جمله آفتست و عللره سلامت قلب سلیم میداندکسیکه حسن تو دیده است و عشق فهمیده استمزاج طبع مرا مستقیم میداندچو عشق مظهر حسنست قدر من دانیاز آنکه قدر گدا را کریم میداندرموز سر محبت حبیب میفهمدکنوز کنه سخن را کلیم میداندبدوست دارد امید و ز خویش دارد بیمکسی که معنی امید و بیم میداندبراه مرگ روانست جاهل غافلمسافریست که خود را مقیم میداندبسوی حق بود آهنگ عارف حقبیننه حزن باشد او را نه بیم میداندکسی که لذت دیدار دوست را یابدنعیم هر دو جهان کی نعیم میداندندیده است جمال و شنیده است نوالکه ترک لذت دنیا عظیم میداندمیان خوف و رجا زاهد است سر گرداندو دل شده دل خود را دو نیم میداندبگریه رفت ز خود فیض و طفل اشکش راحسابدان هم درّ یتیم میداند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: جمعه 1 تير 1403 ساعت: 18:52

چو ماكيان به در خانه چند بينى جور چرا سفر نكنى چون كبوتر طيار

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 3:45

قَلْبُ الْمُؤمِنِ بَیْتُ اللهِ .

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 3:45

در سر آنست دیده او در دیدهوری عیان است، جان او در سر مهر او تاوان است، جان او همه چشم سرّ او همه زبان است، آن چشم و زبان در نور عیان ناتوانست.

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 3:45

مورچهٔ خط تو، کرد چو موری مراکی کند ای مشک مو مور تو چندین جفاروی تو با موی و خط مور و سلیمان به همموی تو هندو لقب مور تو طوطی لقاچون به بر مه رسید مورچه بر روی توگر رسن مه بدید مورچه موی تو راماه از آن موی زلف تیره شود همچو مورمشک از آن مور شب موی برد بر خطاموی میانم چو مور لاجرم اندر هواتیک یک مویم چو مور بست کمر بر وفاسستتر از موی مور نیستمی گر ز توبا سر مویی رسید با بر موری به ماز آرزوی موی تو هست مرا حرص مورموی بدین مور ده تا برهد از بلاچبود اگر موی تو در کف موری فتدموی به من ده که نیست قوت موری مراگر من چون مور را دست به مویت رسیدمور کنم پیل را موی کشان در هواموی تو این مور را قوت پیلی دهدمور ضعیف توام موی به من کن رهاکرد دلم موی تو تنگتر از چشم مورکور شود چشم مور موی تواش در قفاسر چه کشی همچو موی از من چون مورچهموی به موری سپار پیش سلیمان بیامور نیازرد ازو یک سر موی ای عجبزانکه به موری نداد مالش موری رضامور اگر بندگیش یک سر مو یافتیموی بکندی ز سر مور شدی اژدهامور و ملخ دیدهای موی شکافان به جنگمور و ملخ جنگ اوست موی شکاف از دغاهر که کند کش چو موی در حق مور رهشدانه کشد هم چو مور از سر موی آن گداگر به جهان در چو مور حاسد جویی چو موموی کشانش کند مور صفت مبتلاور سر مویی کشد دشمن چون مور سرپی سپر آید چومور از سر موی از قضاخصم که مورش شمرد زانکه چو مویی نیافتهر بن موییش کرد خانهٔ موری فناای تو سلیمان مور چند که در شرح موموی شکافی ز مور خوش بود اندر ثناتا که بود پای مور چون سر مویی ضعیفخصم تو را باد موی خانهٔ موریش جا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 19:08

در فصل نهم از لغت موران، آنجا كه ادريس نبى از ماه مى پرسد «تو را چرا وقتى نور كم شود و گاه زيادت؟» ماه پاسخ مى دهد:بدان كه جرم من سياه است و صيقل و صافى و مرا هيچ نورى نيست، و ليكن وقتى در مقابله آفتاب باشم بر قدر آنكه تقابل افتد از نور او مثالى در آيينه جرم من همچو صورت هاى ديگر اجسام در آيينه ظاهر شود [...] تا به حدى كه هر گه كه در خود نگرم در هنگام تقابل خورشيد را بينم؛ زيرا كه مثال نور خورشيد در من ظاهر است. [...] نبينى كه اگر آيينه را در برابر خورشيد بدارند، صورت خورشيد در او ظاهر گردد، اگر تقديرا آيينه را چشم بودى و در آن هنگام كه در برابر خورشيد است در خودنگريستى همه خورشيد را ديدى اگرچه آهن است. «اناالشمس» گفتى زيرا كه در خود الّا آفتاب نديدى. اگر «انا الحق»... گويد عذر او را قبول واجب باشد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: يکشنبه 27 خرداد 1403 ساعت: 19:08

عاقبت منزل ما وادى خاموشان است حاليا غلغله در گنبد افلاك انداز

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 19:43

همان گونه كه دميدن دو گونه است؛ يعنى دميدنى كه آتش را خاموش مى كند و دميدنى كه آتش را شعله ورتر مى كند، دميدن صور نيز بر دو گونه است: نخستين براى ميران زندگان، و دوم براى زنده كردن آنان پس از مرگشان كه در واقع برخاستن از خواب جهل و نادانى است و اين برخاستن در رستاخيز رخ مى دهد.

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:50

هركه او بيرون شد از حصن خدا جان او آخر شد از جسمش جدا مرد حق بين كى كند تكيه بغير هر قضا چون از خدا آيد بسير

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:50

خداوندا ما را از آنان مگردان که ایشان را بخود باز گذاشتی، تا به تیغ هجران خسته گشتند و بمیخ ردّ بسته شدند. آری چه بار کشد حبلی گسسته؟ و چه بکار آید کوشش از بنده نبایسته؟ و در بیگانگی زیسته؟ امروز از راه بیفتاده، و راه کژ راه راستی پنداشته، و فردا درخت نومیدی ببر آمده، و اشخاص بیزاری بدر آمده، و منادی عدل بانگ بیزاری در گرفته .

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:50

قال الرضا (ص): من علامات الفقه الحلم و الحياء و الصمت انّ الصمت باب من ابواب الحكمة و انّه ليكسب المحبّة و يوجب السلامة و راحة لكرام الكاتبين و انّه لدليل على كل خير.امام هشتم (ص) فرمود: از نشانههاى مؤمن، دانستن مسائل دينى، بردبارى، شرم، و خاموشى است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است، و به سبب آن محبوبيت كسب مىگردد و موجب سلامتى انسان و آسايش «كرام الكاتبين» است و مردم را به كارها و اعمال نيك رهبرى مىكند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یونا رضایی تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 12:52

صفحه بندی